تَرَک خوردن

از استوا به قطب رسیدیم. خدا کند که تَرَک نخوریم!!!  خلاصه دوستان و آشنایان عزیز، این جانب از شما طلب حلالیت کرده و اگر حوصله و وقت داشتین، بی زحمت دعا یادتون نره!

مالزی و تمام دوستانم در مالزی، دوستون دارم و فراموشتون نمی کنم. خداحافــــــظ!

من و این یکی شاگردم!

آقا، من یه شاگرد دارم فقط فرفره! کلا انگار روی صندلی اش میخ گذاشتن، چون همه اش سرپاست و در حال جنب و جوش. خیلی باهوشه و زبر و زرنگ. حدود ۷-۸ ساله است و خصوصیات جالبی داره. مثلا برخلاف خیلی از پسربچه ها از بن تن (Ben 10) و سوپر من (Super Man) بدش می آد. از تیم فوتبال آلمان متنفره و عاشق تیم برزیله. جالبه که از هری پاتر (Harry Potter) خیلی خوشش می آد. به موسیقی خیلی علاقه داره چون به تنها قسمتی از درس که گوش می ده همین موسیقیه! خیلی شیطونه و وقتی باهاش انگلیسی صحبت می کنی، خودشو می زنه به اون راه که مثلا متوجه نمی شه و فوری صداش رو بلند می کنه که "چی چی!؟" ولی وقتی که حواسش نیست به جمله های خیلی سخت تر هم به انگلیسی جواب می ده!  کلا دنبال فانِ (fun) و اصلا تن به نوشتن تکلیف نمی ده! خیلی هم حواسش به اطرافش جَمعه، چند روز پیش مامانش اومده بودن این جا و می گفتن که این پسر من همه اش می گه: "مامان! مینا می تونه با هر دو دستش بنویسه!!!"، یا "مامان، چرا مینا آرایش نمی کنه؟!" و ...