نمی دونم چرا این روزها این قدر دلم گرفته. حوصله ی هیچی رو ندارم. جواب های سربالا، شده ورد زبونم. همه اش چپیده ام پای این کامپیوتر. نه درسی، نه مشقی، نه کاری، نه خواب. شب ها خوابم نمی بره. صبح ها تو مدرسه همه اش تو خواب سپری می کنم. دیگه مدرسه هم صفای سابق رو نداره. خسته ام. دلم یه چیزه نو می خواد. تازگی می خوام. پس کی این عید می آد؟؟؟! 
...به شکوفه ها به باران برسان سلام ما را
...خاطرات مینا عرب خدری...
درباره وبلاگ

این وبلاگ پاره ای از متن های ادبی ایران و جهان است. نویسنده ی این وبلاگ در نظر دارد با جمع آوری این مطالب، شما خوانندگان عزیز را هر چند برای مدتی کوتاه به تفکر بگمارد.
هم چنین این نویسنده قصد دارد خاطرات خویش را برای یادگاری، از این دورانٍ زندگی خویش به جای گذارد...
با او همراه شوید...!
در ضمن: هر گونه نقل قول و برداشت مطلب از این وبلاگ با ذکر منبع و لینک به آن بلامانع است.
هم چنین این نویسنده قصد دارد خاطرات خویش را برای یادگاری، از این دورانٍ زندگی خویش به جای گذارد...
با او همراه شوید...!
در ضمن: هر گونه نقل قول و برداشت مطلب از این وبلاگ با ذکر منبع و لینک به آن بلامانع است.
منوی اصلي
پیوندهای روزانه
آرشيو
پيوندها
