... " زندگی همه چیز است، زندگی خداست. همه چیز در جا به جایی است، در جوش و خروش است و این شور مستی حقیقی است و مجاز نیست و خداست. و تا زندگی هست شوق وقوف به وجود باری نیز هست. عشق به زندگی عشق به خداست. و از همه دشوار تر و به نیکبختی نزدیک تر عشق به زندگی با همه ی شدائد و رنج های ناسزاوار آن است. "
پی یر به یاد کاراتایف* افتاد.
تصویر پیرمرد مهربانی که در سوئیس معلم جغرافیش بود و او از مدت ها پیش از یادش برده بود ناگهان به هیئتی بسیار جاندار پیش چشمش آمد. پیرمرد به او گفت: صبر کن! - و کره ی جغرافی ای را نشانش داد. این کُره گفتی جاندار و متحرک بود و اندازه ی مشخصی نداشت. سطح بیرونی آن از قطره هایی تشکیل شده بود که تنگ به هم فشرده شده بودند. این قطره ها در جای خود ثابت نبودند و جا به جا می شدند، گاه چند تایی از آن ها با هم درمی آمیختند و یکی می شدند و گاه یکی به چند قطره تقسیم می شد. هر یک از قطره ها انگار داشت منبسط می شد تا فضای بیش تری را اشغال کند اما بقیه نیز که همین حالت را داشتند از اطراف به آن فشار می آوردند و گاه آن را فرو می بلعیدند و گاه خود در شکم آن ناپدید می شدند.
معلم پیر گفت: زندگی همین است.
پی یر در دل گفت: چه ساده و روشن! چه طور من نتوانسته بودم خود پیش از این به این نکته پی ببرم.
- خدا در وسط است و قطره ها یک یک می کوشند که منبسط شوند تا هر چه بیش تر او را در خود منعکس کنند. رشد می کنند و با دیگران متحد می شوند یا فشرده و از سطح کُره ناپدید می گردند، به اعماق فرومی روند و دوباره بالا می آیند. مثلا آن کاراتایف را ببین. پخش شد و ناپدید شد. فهمیدید فرزندم؟!
صدایی به فریاد بلند شد که: فهمیدی لعنتی؟! - و پی یر از خواب جَست. ...
جنگ و صلح، جلد چهارم، لئون تولستوی
--------------------------------------------------------------
* کاراتایف: از سربازان شرکت کننده در جنگ روسیه و فرانسه که در آخر کشته می شود.
+ نوشته شده توسط ...مینا عرب خدری , Mina Arabkhedri... در دوشنبه
1386/04/04 و ساعت
8:6 PM |