هفته ی پیش که پگاه، دوستم، هم خونمون بود داشتیم با مامان راجع به آدم ها و دوستی ها و ... صحبت می کردیم. مامان گفت که باید آدم تو دوستی هاش یا در اصل تو روابط اجتماعی اش با هر کسی، یه حریمی رو رعایت کنه و برای خودش یه حفاظ و چهارچوب دورش بذاره تا هر کسی نتونه وارد بشه. بعد من فکر کردم که این حریم می تونه مثل ابر های الکترونی باشه که ما توی شیمی می خونیم. هر اتمی برای خودش هفت تا لایه داره و توی هر لایه – که حالا یکی بهش نزدیک تره و یکی دور تر – چند تا الکترون داره. مثلا توی لایه ی اول 2 تا الکترون هستند. تو دومی 8 تا و ... . روابط آدم ها و حریم هاشون هم می تونه این جوری باشه. مثلا توی اولین لایه ی حریمی انسان، دو الکترون اول که پدر و مادر هستن قرار می گیرن. توی لایه ی بعد می تونیم خواهر و برادر ها رو قرار بدیم. توی لایه ی بعد دوستان و همین طور که این لایه ها از هسته یا همان "من" آدم دور می شن، فاصله های حرمتی هم بیش تر می شه. به نظرم چیزه جالبی کشف کردم. نظر شما چیه؟!
...به شکوفه ها به باران برسان سلام ما را
...خاطرات مینا عرب خدری...
درباره وبلاگ

این وبلاگ پاره ای از متن های ادبی ایران و جهان است. نویسنده ی این وبلاگ در نظر دارد با جمع آوری این مطالب، شما خوانندگان عزیز را هر چند برای مدتی کوتاه به تفکر بگمارد.
هم چنین این نویسنده قصد دارد خاطرات خویش را برای یادگاری، از این دورانٍ زندگی خویش به جای گذارد...
با او همراه شوید...!
در ضمن: هر گونه نقل قول و برداشت مطلب از این وبلاگ با ذکر منبع و لینک به آن بلامانع است.
هم چنین این نویسنده قصد دارد خاطرات خویش را برای یادگاری، از این دورانٍ زندگی خویش به جای گذارد...
با او همراه شوید...!
در ضمن: هر گونه نقل قول و برداشت مطلب از این وبلاگ با ذکر منبع و لینک به آن بلامانع است.
منوی اصلي
پیوندهای روزانه
آرشيو
پيوندها
